{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت¹⁴

پارت¹⁴
×فقط اینارو به جیمین بگو،خودش میفهمه
=باشه ولی حداقل کمی از شکنجه فرداشبشو با من بذار
×باشه اوپا(ادای دخترارو در اورد)
پایان فلش بک
=تهیونگ گف به جیمین بگو بد بلایی قراره سر اون دختره ی زیبا بیاد
-مثلا چه کاری میتونه بکنه؟
=گفت فقط تنها کاری که میتونی بکنی اینکه به پدرت بگی همه ی دارایی شو بیاره با دو دست تقدیم من کنه وگرنه بلای بدی سر پسرش و خدمت کار خوشگلش میارم
-کاری با هانا نداشته باشید وگرنه.....
=ادامه نده هیچکاری نمیتونی بکنی الانم کمی از حدخودت بگذری به همه کارکنان خودم میگم بد دردسری سرت بیارن
-باشه کجا میتونم تهیونگو ببینم
=فردا همین‌جا
-باشه،کاری نداشته باشید باهاش، کوکی تو که اینکارارو باهاش نمیکنی
=اتفاقا فردا که تهیونگ پیش توعه اون پیش منه
-لطفا اذیتش نکنید
=الان التماس کردی
-برای هانا همه کاری میکنم
همینو گفتمو زدم بیرون
سوار ماشین شدم و همش به هانا فک میکردم
تا جاده ترافیک شد
دیدم یه مرد مست داخل خیابون یه دختر رو اذیت میکنه(دست درازی میکنه بهش)
پیاده که شدم تا واضح  بفهمم چیشده کسی رو دیدم که انتظار نداشتم ازش،اون...................

۱۴لایک تا پارت بعدی
۱۰کامنت تا پارت بعدی
دیدگاه ها (۵۱)

پارت¹⁵ویو هاناداخل یه اتاق تاریک بودم و دستو پاهام بسته بود ...

پارت¹⁶با شدت درو باز کردمو همونجوری که حالم بد بود طناب دستا...

پارت¹³تنها چیزی که اونجا بود یه صندلی چوبی که داشت تکون میخو...

پارت¹²ویو جیمیناز طرف تهکوکتهکوک‌کیه دیگه این چه اسمیه دیگهب...

#بهترین_حس #پارت_10 مرتیکه اگه زورم بهش میرسید میزدم لهش میک...

#عطر_سگ_بی_اهمیت پارت ۷(سونگمین + چان_ چانگبین×)+چانی_بله؟+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط