{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان ا/ت

از زبان ا/ت
شنیده بودم یه پاساژ بزرگی باز شده بود پر از برندهای خارجی و خوب.
منم که زورم میاد پول های بابای بدبختمو به چ*و*خ ندم😁
اماده شدم و به سمت پاساژ حرکت کردم.
رفتم و کلی لباس های خوشگل و کیف و کفش و.......گرفتم.بادیگاردا هم همه دستاشون پر بود.بلاخره یه جایی این نره غول ها به دردم خودن.
رفتم با سیس ادایی که حساب کنم.
فروشنده یه عددی گفت از تهران تا کرج صفر داشت(مگه اینجا کره نیست،تهران و کرج چیه؟😑)ولی مهم نیست پولشو من که نمیدم،اون بابای بدبختم میده.
دختر داشتم دردسر داره دیگه😎💅🏼
خواستم کارت بابا جونمو در بیارم که هر جای کیفمو گشتم دیدم نیست!
یعنی چی نیست؟!الان من بگم کارتم و جا گذاشتم که ضایع میشم!من این همه قیافه گرفته بودم!😭😭😭
دیگه تقریبا داشتم سکته میکردم که با یه صدای آشنا به خودم اومدم..........
دیدگاه ها (۰)

با یه صدای آشنا به خودم اومدم سرمو بالا آوردم که دیدم تهیونگ...

از زبان جی وو با تهیونگ رفتیم یه کافه نشستیم سفارش دادیم و ه...

روز بعد ساعت ۵ عصراز زبان تهیونگ آماده شدم و رفتم سوار جنسیس...

(پارت هشتم) to mal mani (فردا ساعت 10)ویو الیزابت*از خواب قش...

پارت:۳ عشق در تاریکی وارد پاساژ شدیم و داشتیم تو پاساژ میچرخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط