{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۳

که یوهو دیدم از ماشین پیاده شد
جین : سلام من کیم سوکجین هستم
دستشو دراز کرد که من بهش دست دادم
وبا هولی تمام گفتم
-سلام منم پارک تینا هستم خوشبختم
روزی : سلام منم پارک روزی هستم
جین : خوشبختم جینی تهیونگ چرا از ماشین پیاده نمیشین؟
+آخه چرا باید پیاده شیم
جین: بیا پایین بچه بینم
+آخ باشه بابا اومدم
+سلام من تهیونگ هستم کیم تهیونگ
-سلام منم تینا هستم
فقط نگاش میکردم فکر کنم خیلی سرده
آخه بابا از تهیونگ چند سری برامون گفته بود
که آدم سردی هست خیلی لبخند نمیزنه کم پیش میاد
روزی : تینا تینا کجای دختر ؟
-ها همینجا بریم
جین : بریم
سوار ماشین شدیم رفتیم سمت مدرسه
۱۰ دقیقه بعد
رسیدیم پیاده شدم که جین به تهیونگ گفت
جین:مراقب این پرنسس های زیبا باش که وقت کسی بهشون آسیب نرسونه
+آخه کی به اینا آسیب می‌رسونه
جین : امسالی مثل تو
+باشه بابا فهمیدم(کلافه)
یعنی چی مگه تهیونگ چیکار می‌کنه که جین اینو گفت
داشتم فکر میکردم که دیدم جین رفت
ماهم رفتیم داخل اول رفتی داخل اتاق مدیر بعد از کارها رفتیم کلاس
هوسوک : سلام من جانگ هوسوک معلم ادبیات شما هستم
دیدگاه ها (۰)

پارت۴- سلام منم پارک تینا هستم هوسوک : خوشبختم بریم داخل کلا...

پارت ۵با این چیزی که گفت دلم لرزید۵ ساعت بعد رفتیم خونه لباس...

پارت ۲ویو تینااز خواب بیدار شدم رفتم تا یه دوش بگیرم ساعت نز...

پارت ۱امروز روز اول مدرسه هستشمن و خانوادم برای دلایلی مجبور...

Part ۸ )Who would have thought I would fall in love with the...

پارت ۱سلام من کیم بورام هستم دختر بزرگترین مافیای کرهمن ۲۰ ...

فصل ۲ (P. 7)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط