{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 11
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو صبح

ات: از خواب بلند شدم و رفتم حموم ی لباس خشگل و ناناز پوشیدم و حرکت کردم به سمت سالن بعد از ۳۰مین رسیدم پیاده شدم ورفتم سمت در سالن زنگ در رو زدم که ی پسر خوشگل اومد دررو باز کرد


نامجون: سلام خوش اومدی«لبخند»

ات: ممنون«لبخند»

نامجون: تو باید عضو جدید باشی درسته

ات: بله

نامجون: چه دختر زیبایی


ات: مرسی تو خوشگل..... جونگکوک بهم گفت غیر رسمی حرف بزنم

نامجون: اره راحت باش بیابریم بقیه رو بهت معرفی کنم

ات: بریم.... اومدم داخل شیش تا پسر اومدن پیشم و سلام کردن یکی شون خیلی اشنا بود

نکته: ات و تهیونگ 30سالشونه...

پسرا: بیا بیا بریم رو ی مبل بشینیم
رفتیم رویمبل نشستیم و که شروع کردن به حرف زدن

جین: سلام اسم من کیم سوکجینه
جیهوپ: سلام اسم من جان سوهوکه میتونز چیهوپ صدام کنی
شوگا: سلام اسم من مین یونگیه بهم بگو شوگا
نامجون: سلام منم نامجونم
جونگکوک: منم که میشناسی جونگکوکم بهم بگو کوک
تهیونگ: اسم منم کیم تهیونگه

ات: تهیونگ گفتم اشناعه این تهیونگه همون تهیونگ که گفت فراموشم نمیکنه الان حتی منو نشناخته..... ات..... ات به خودم اومدم

پسرا: اسم تو چیه؟

ات: عاممممم....... خب من کیم ات هستم

تهیونگ: چی ات این ات هست این همون کیم ات همونی که بهم میگفت عاشقمه همونی که به خاطرم پشت گوشی گریه میکرد......
دیدگاه ها (۱)

part 12مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 13مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

art 10مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 9مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 4مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط