{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا جانم....

خدا جانم....
اشکهای مرا نبین....
اصلأ بیا فرض کنیم
دارم پیاز پوست می کنم....
خدا جانم نگاه نکن به اینهمه
غصه که یهویی بی هوا می آید
می نشیند در قلبم و حس می کنم
تمام زندگیم هدر رفته است....
خدای عزیزم....
نگاه نکن به اینهمه
استیصال و درماندگی ام....
به مهربانی و بزرگیت قسم
که ته دلم دارمت....
اینها خیلی خیلی بیخودی
و ناخودآگاه است....
من به زودی به خودم
مسلط خواهم شد و
بالاخره روزی خواهد رسید
که تو به من افتخار کنی ....
دیدگاه ها (۳۱)

دستانم یخ زده و نگاهم سرد است.... من فقط چشم امیدم به شماست ...

هرجا به نام تو می رسم.... هرجا کسی از تو می نویسد.... هرجا ک...

زندگی بسیار بسیار زیباست.... خصوصا وقتی به نحوه ی اداره کردن...

هوای ابری دلم را تو خورشیدی مهربانم تو بخشنده ی بی منت من که...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

😂🖤 پارت پانزدهم | «یک هفته سکوت»بعد از جنگ بالش‌ها...عمارت ش...

Enemys Embrsce [ part ۱۳ ]

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت یازدهم: فروریختن 🩸🥀[دیدگاه تهیونگ]هن...

عاشقم باش Part 47

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط