دبیرستانمخفیمن
#دبیرستان_مخفی_من
پارت ۱۸
(ویو کوک فردای همون روز که هانا رفت)
جیوون: کوک همه جارو کشتیم ولی هانا نبود
لئو: ولش کن اون ادم فروشو ارزششو نداره فعلا باید ببینیم کی باید رئیس بشهـ
کوک: لئو حرف دهنتو بفهم اون ادم فروشی که داری میگی زندگیه منه
لئو: باشه حالا داد نزن
بادیگارد: قربان یه خبری براتون دارم
کوک: چی شده
بادیگارد: اولش که خانم هانا با خانوادش توی امریکا هستش دومی شما به انوان رئیس انتخاب شدید و سومی که از فردا باید شروع کنیم به افراد کار با اسلحه رو یاد بدیم
کوک: هانا الان امریکاست *با صدای خشن و یکم داد
بادیگارد: ب..... بله قربان*ترس*
کوک:شنیدم پدرش ۶ ماه دیگه میمیره افراد اماده کن هفته بعد راه میوفتیم
(فلش بک به زمان حال)
*ویو کوک*
رفتیم امریکا شب و روز دنبال هانا میگشتیم ولی هیچ خبری نبود تقریبا یک ماه گذشت و هیچ خبری از اونا نبود
همون لحظه لئو اومد
لئو: کوک جاشونو پیدا کردیم
کوک: کجاست
لئو: راستش رفتن به تایلند
کوک: اول همه شرکتاشونو با ادماشونو اتیش بزنید بعد میریم
لئو: باش
ادامه دارد...
پارت ۱۸
(ویو کوک فردای همون روز که هانا رفت)
جیوون: کوک همه جارو کشتیم ولی هانا نبود
لئو: ولش کن اون ادم فروشو ارزششو نداره فعلا باید ببینیم کی باید رئیس بشهـ
کوک: لئو حرف دهنتو بفهم اون ادم فروشی که داری میگی زندگیه منه
لئو: باشه حالا داد نزن
بادیگارد: قربان یه خبری براتون دارم
کوک: چی شده
بادیگارد: اولش که خانم هانا با خانوادش توی امریکا هستش دومی شما به انوان رئیس انتخاب شدید و سومی که از فردا باید شروع کنیم به افراد کار با اسلحه رو یاد بدیم
کوک: هانا الان امریکاست *با صدای خشن و یکم داد
بادیگارد: ب..... بله قربان*ترس*
کوک:شنیدم پدرش ۶ ماه دیگه میمیره افراد اماده کن هفته بعد راه میوفتیم
(فلش بک به زمان حال)
*ویو کوک*
رفتیم امریکا شب و روز دنبال هانا میگشتیم ولی هیچ خبری نبود تقریبا یک ماه گذشت و هیچ خبری از اونا نبود
همون لحظه لئو اومد
لئو: کوک جاشونو پیدا کردیم
کوک: کجاست
لئو: راستش رفتن به تایلند
کوک: اول همه شرکتاشونو با ادماشونو اتیش بزنید بعد میریم
لئو: باش
ادامه دارد...
- ۴.۶k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط