{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مسلخ چشمان تو زانو زده ام باز

در مسلخ چشمان تو زانو زده ام باز
جلادی و بی رحمی و من عاشق تیغت . . !

حسین نامجو
دیدگاه ها (۷)

چه قدر حس زلالی ست شاعرت باشمشریک خلوت شب های خاطرت باشمچه ق...

تا دلبرو دلدار تو باشی ، خوبممجنون شدمو یار توباشی خوبمدردیس...

بلاخره پیدا کردم!کافه ی خیالم رومیز یک نفرهبا دو تا قهوه ی ت...

باز هم خیال تو مرا “برداشت”کجا می‌‌برد نمیدانم!آهای نارفیق …...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

من اهل عاشق شدن نبودم ولی چشمان تو فرق داشت (:

پریشونم یه جورایی من شبیه مجنونممن از کی عاشق شدم نمیدونمبدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط