{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم خیال تو مرا “برداشت”

باز هم خیال تو مرا “برداشت”
کجا می‌‌برد نمیدانم!
آهای نارفیق …
بازی ات که تمام شد مرا دوباره
با همین لباس بی‌ قراری دیدن دوباره ات
بر سر شعر‌هـایم بنشان!!!
دیدگاه ها (۵)

بلاخره پیدا کردم!کافه ی خیالم رومیز یک نفرهبا دو تا قهوه ی ت...

در مسلخ چشمان تو زانو زده ام بازجلادی و بی رحمی و من عاشق تی...

احساسم را به دار اویختممنطقم را به گلوله بستملعنت به هر دو ک...

لعنت به اون کســــی کهوقتـــــی بهــــش محبـــت می کنــــی …...

در تاب و تبم تا تو بیاییمرا خیال تو هرگز نمیرود از یاد ........

ببخش مرا ...که بی اجازه،عاشقت شدمـ آن دَم که تو را دیدموپنها...

شعری یا که قصه؟هرچه هستی پای مرا کشیده ای وسط شعرهاوسط قصه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط