{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧

#ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧
Dark Legacy
───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────
پـارتـے⁷

آیلا عقب نکشید. با وجود سوراخ شدنِ بدنش از سرمای نگاه تهیونگ، فک‌اش رو محکم منقبض کرد و زل زد توی چشم‌های تیره و بی‌نفوذش. هیچ ردی از احساس یا حقیقت توی صورت این مرد پیدا نبود؛ انگار یه دیواره‌ی سنگیِ بلند دور خودش کشیده بود که هیچ‌کس، حتی با خنجرِ نگاه هم نمی‌تونست اونو بشکافه.
— تاوان؟ من همین الانشم همه‌چیزم رو باختم کیم تهیونگ! بابا، خونه‌ام، زندگیم... همه‌چی جلوی چشمام سوخت. چیو می‌خوای ازم بگیری که تاوانش سنگین‌تر از این کابوس باشه؟
تهیونگ حتی پلک هم نزد. نه خشمی توی صورتش جا گرفت و نه حتی اثری از ترحم. دست راستش رو از جیبش بیرون آورد و انگشت‌های کشیده‌اش رو روی دستگیره‌ی سردِ درِ اتاق کارش گذاشت. بدنش رو کمی چرخوند، اما نگاهش همچنان روی آیلا قفل بود.
— توی دنیای من، مرگ آسون‌ترین تاوانه، پرنسس. چیزی که باید ازش بترسی، زنده موندن توی تاریکیه.
کلید توی قفل چرخید و تهیونگ در رو کمی عقب زد، اما وارد نشد. دست دیگه‌اش رو آورد بالا و با نوک انگشت اشاره‌اش، خیلی آروم موهای طلاییِ آشفته‌ای رو که روی گونه‌ی آیلا افتاده بود عقب زد. لمس انگشتش اون‌قدر سرد و بی‌پروا بود که آیلا ناخودآگاه نفسش رو حبس کرد.
— بابات دخترش رو خوب می‌شناخت... می‌دونست ان‌قدر سرکشی که خودت رو به کشتن میدی. ولی فردا شب یه مهمانی بزرگه. مهمانیِ کسایی که فکر می‌کنن بعد از مرگ پدرت، اموال و امپراتوریش صاحبی نداره.
آیلا با تعجب ابروهاش رو در هم کشید:
— مهمانی؟ این چه ربطی به من داره؟
تهیونگ دستش رو عقب کشید، درِ اتاقش رو بازتر کرد و درحالی که قدمی به داخل می‌گذاشت، با لحنی قاطع و نفوذناپذیر گفت:
— ربطش اینه که تو فردا شب کنار من وارد اون مجلس میشی. به عنوان کسی که تمام املاک و اعتبار پدرش حالا زیر سایه‌ی منه. اونا باید ببینن که تو مالِ منی... و هرکس بهت دست بزنه، با من طرفه.
آیلا دهنش رو باز کرد تا اعتراض کنه، اما تهیونگ قبل از اینکه کلمه‌ای از دهن آیلا بیرون بیاد، درِ چوبی و سنگینِ اتاق کارش رو درست جلوی صورت اون بست. صدای قفل شدن در توی راهروی تاریک پیچید و آیلا رو با یه دنیا خشم، گیجی و علامت سوال‌های بزرگ‌تر تنها گذاشت.

ادامه دارد..

#DarkWill #DarkRomance #DarkRomanceBooks #MafiaRomance #MafiaKing #ForbiddenLove #DarkWill #DarkRomance #DarkRomanceBooks #MafiaRomance #MafiaKing #ForbiddenLove #DarkWill #DarkRomance #DarkRomanceBooks #MafiaRomance #MafiaKing
دیدگاه ها (۱۱)

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁸آیلا پش...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁹آیلا آر...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁶آیلا دس...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁵صدای بس...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁴سکوت ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط