{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:138
لورا : من من کاری نکردم فقط میخواست یه خواهر داشته باشم چیش گناهه ها (گریه )
آجوما : دخترمو ول کنین (هانی رو هل میده )
کوک : هوی چطوری جرعت میکنی به زن من دست بزنی
آجوما : اون چطور جرعت میکنه به دختر من دست بزنه ها
تهیونگ : خفه شو خفه هنوزم دخترم دخترم میکنه (عربده)
مادرته : هیس آروم باش
پرستار : چخبرتونه اینجا بیمارستانه
مادرته : ببخشید
پرستار ۲ : خوانواده کیم لارا
تهیونگ : بله
پرستار ۲ : اهم شما چیش میشین آقا
تهیونگ : من من شوهرشم
پرستار : مدارک
تهیونگ : شرمنده ولی مردک الان کنارم نیست
پرستار ۲ : نمیتونم باور کنم نیاز به مدرک هست کسی دیگه ای هست
تهیونگ : اما من واقعا شوهرشم چرا باور نمیکنین
پرستار : جناب قراره یه عمل مهم انجام بشه نیاز هست خوانودشو ببینیم و صحبت کنیم
تهیونگ : من...منظورت..‌چیه...
مادرته : من مادرشم
پرستار : مدرک
مادرته : بفرمائید
پرستار : فرزند خوندتونه؟؟
مادرته : بله
پرستار : مادر پدر واقعیش کجان
مادرته : مادرش مرده و پدرش نمیدونم
پرستار : آها خب باشه پس اینجارو امضا کنین تا فعلا معاینه رو شروع کنین و لطفا دو نفر همراه وایسن تعدادتون زیاده خدافظ
آجوما : بزارین من پیشش بمونم
هانی : اون حتی نمیخواد نزدیکش شی میخوای پیشش بمونی ها
تهیونگ : شرمنده آجوما
لورا : من چی منم نمیتونم
هانی : تو تویکی اصلا
تهیونگ : منو هانی میمونیم
مادرته : بنظرم بزار کوک هم بمونه
تهیونک : باشه ما سه نفر میمونیم شما برید هرچی شد خبر میدیم
دیدگاه ها (۰)

Part:139پرستار : خب کیا می‌مونن تهیونگ : ما سه نفر پرستار : ...

ادامه پارت ۱۳۹...........لارا : یه دختره اونجا بود رشتش تجرب...

Part:137لارا : و...ولم‌.‌‌..کن(گریه شدید)هانی: تهیونگ کمک کن...

Part:136الکس : نمیگیری نترسسوبین : الکس الکس : هوم سوبین : ب...

Part:117آجوما : خفه شو صداتو بیار پایین (عصبی)لورا : خفه شم؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط