{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت ۱۳۹...........

ادامه پارت ۱۳۹...........

لارا : یه دختره اونجا بود رشتش تجربی بود داشت درسشو تموم میکرد اون بود خوبم میکرد
دکتر : هوم خوبه نمیدونی چجوری خوبت میکرد
لارا : نمیدونم
دکتر : اوکی خب لارا میدونی چرا اینجوری میشدی
لارا : خ....خب....میشه....نگم(ناراحت)
دکتر : نه
لارا : خب از وقتی که سعی کردن بهم چیز کنن
دیدگاه ها (۱)

Part:140دکتر : چی کنن لارا منو تو محرم راز همدیگه هستیم لارا...

Part:141تهیونگ : اجازه هست؟هانی : عاره بیایین داخلکوک : سلام...

Part:139پرستار : خب کیا می‌مونن تهیونگ : ما سه نفر پرستار : ...

Part:138لورا : من من کاری نکردم فقط میخواست یه خواهر داشته ب...

Part : 228 دکتر: شرمنده الان گفتم پس میرم سعی کن زودتر تصمیم...

آبنبات تلخ

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط