{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم ‍بهش گفتم آقااا اصلا م‍‌ن سیگار‍تتت! ‍میشه دیگه ن‍‌م

رفتم ‍بهش گفتم آقااا اصلا م‍‌ن سیگار‍تتت! ‍میشه دیگه ن‍‌میشه؟
دیدم دار‍ه هاج و واج ‍نگام میکنه.
گفتم این ‍همه کنت و وینس‍‌تون و مارلبرو میک‍‌شی من اون بهمن رو‍ز مبادا ‍ته جیبت باش‍‌م!:)
گفت حالا چرا بهمن روز ‍مبادا ته جی‍‌ب؟
گف‍‌تم آخه نمیدونی که وقتی نس‍‌خی و تو بی ‍سیگاری مو‍ندی یهو اون بهمن روز مبادا ته ج‍‌یب یادت میاد چه ‍بهشتیِ داشتن‍‌ش، می‍‌خوام اون ‍بهشته فق‍‌ط و فق‍‌ط ‍سهم من باشه ‍نه هیچ ک‍‌س دیگه ای :)
گفت تو دیوو‍نه ای، ‍نه تو خیلییییی‍ دیوو‍نه ای .
گفتم خب دیوو‍نم که همه حال خو‍بمو عین سیگاری پی‍‌چیدم گذاشتم ته جیبت دیگه ‍نه :)))

ᣖᐤᣚᕑᣗ⸸ᕪᣔᑦᕑ
دیدگاه ها (۷)

محو زیبایی او پارت ۲۵ویو رزا تو بیمارستان بودم چشمام سخت باز...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

پارت⁸:))

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط