{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...

بس که دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...

جانِ من حرف بزن!
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...

کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...

جانِ من زود بیا
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...

به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست

همه دنیا به کنار
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم...
آنقَدر حسرت دیدار تو دارم که نگو.
دیدگاه ها (۱)

ایشالٰـا اونے کـِ... بــٰـاعثـ مے...

ﺩﻧﯿـــــﺎ ...ﺧــﺴـﺘـــــﻪ ﺍﻡ ...ﮐﻤـــﯽ ﺻــــــﺒﺮ ﮐـــــﻦ ......

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کندیاد من اید کنارت تا که ...

یــک صندلی خــالی .. یــک تابلو انتــــظار .. کفشهایی کـــه ...

بغض دوری از شما، دارد کبابم میکند.یاد زیبای شما، دلتنگ و آبم...

دوربین در دست... ته این کوچه‌ی انتظار ایستاده بودم... سرهایی...

پارت ۵۴:خاکسپاری رنگین کمان(Rose)چند روز گذشته بود و حالا وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط