{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام دوستان🖐🏻🖐🏻

سلام دوستان🖐🏻🖐🏻
ام بچه ها من میخواستم یه سناریو درمورد آکوتاگاوا و آتسوشی بنویسم توضیحاتشم الان میگم👇🏻

اسم داستان : **🤍🖤 «سفید و سیاه»**

**شخصیت‌های اصلی:**
- **ناکاجیما آتسوشی** - عضو آژانس مسلح، باتم، قلب ساده و صادق
- **آکوتاگاوا ریونوسوکه** - عضو پورت مافیا، تاپ، سرد و خطرناک ولی فقط پیش آتسوشی کنترلش از دست میره

**شخصیت‌های فرعی:**
- **دازای** و **چویا** - کاپل فرعی، نقش طنز و گرم داستان

**خلاصه‌ی داستان:**
آتسوشی و آکوتاگاوا که همیشه دشمن بودن، برای یه ماموریت مشترک مجبور میشن با هم کار کنن. توی این مسیر آکوتاگاوا که هیچوقت به کسی اجازه نمیداد نزدیک بشه، کم کم کنترلش رو از دست میده. شب‌هایی که فکر می‌کنه آتسوشی خوابه، گردنشو میمکه و میبوسه. تا اینکه آتسوشی میفهمه و هر دو مجبور میشن با احساساتشون روبه‌رو بشن.

دوست دارین؟🤍🖤
دیدگاه ها (۰)

دو قطب مخالف💙🧡پارت چهاردهم✨️💫# قسمت ۱۴: «زیر بارون» 🔥❄️**صحن...

دو قطب مخالف💙🧡پارت سیزدهم✨️💫# قسمت ۱۳: «بدون فاصله» 🔥❄️**صحن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط