{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو قطب مخالف💙🧡

دو قطب مخالف💙🧡
پارت چهاردهم✨️💫

# قسمت ۱۴: «زیر بارون» 🔥❄️

**صحنه ۱ - بیرونی: جنگل اردوگاه - بعدازظهر**

هوا یه دفعه ابری میشه و بارون شروع می‌کنه. ناروتو و ساسکه از بقیه دور افتادن و زیر یه درخت بزرگ پناه گرفتن.

فاصله‌شون خیلی کمه. بارون اطرافشونو پر کرده از صدا.

ناروتو به بارون نگاه می‌کنه، ساسکه به ناروتو.

**ناروتو:** *(بدون برگردوندن سر)* داری نگاهم می‌کنی.

**ساسکه:** آره.

**ناروتو:** *(آروم میخنده)* چرا؟

**ساسکه:** *(قدمی بهش نزدیک میشه)* چون وقتی نگاهت نمی‌کنم، حس می‌کنم یه چیزی کمه.

ناروتو برمیگرده نگاهش می‌کنه. چشماشون خیلی نزدیکه.

---

**صحنه ۲ - بیرونی: زیر درخت - ادامه**

ساسکه آروم دستشو بالا میاره و یه قطره‌ی بارون رو از گونه‌ی ناروتو پاک می‌کنه. ناروتو نفسش بند میاد.

**ناروتو:** *(زمزمه)* ساسکه...

ساسکه جواب نمیده. فقط نگاهش میره روی لبای ناروتو، بعد دوباره چشماش.

ناروتو قلبش داره وحشیانه میزنه. میفهمه ساسکه چی میخواد. میفهمه خودشم همونو میخواد.

یه قدم کوچیک. فاصله صفر میشه.

لبای ساسکه آروم لبای ناروتو رو لمس می‌کنه - آروم، کوتاه، و پر از همه‌ی اون چیزایی که هیچوقت نگفتن.

وقتی جدا میشن، ناروتو مثل لبو قرمزه، چشماش برق میزنه.

**ناروتو:** *(با صدای لرزون)* این... این چی بود؟

**ساسکه:** *(آروم، لبخند کمرنگی)* چیزی که خیلی وقت پیش باید اتفاق می‌افتاد.

صدای بارون ادامه داره. هیچکدوم تکون نمیخورن.

**پایان قسمت ۱۴** 🌺
دیدگاه ها (۰)

دو قطب مخالف💙🧡پارت سیزدهم✨️💫# قسمت ۱۳: «بدون فاصله» 🔥❄️**صحن...

یعنی انقد این خوشگله رو دوست دارم براش حاضرم جونمَم بدم😍🫠🤍کر...

دو قطب مخالف💙🧡پارت دوازدهم✨️💫# قسمت ۱۲: «شب اول اردو» 🔥❄️**ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط