{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سفید و سیاه🤍🖤

سفید و سیاه🤍🖤
پارت اول⚡️

# قسمت ۱: «اجبار» 🤍🖤

**صحنه ۱ - داخلی: دفتر آژانس مسلح - صبح**

فوکوزاوا با صورت جدی روبه‌روی آتسوشی نشسته. یه پوشه روی میزه.

**فوکوزاوا:** یه گروه خطرناک از خارج وارد یوکوهاما شده. نه آژانس به تنهایی میتونه باهاشون مقابله کنه، نه پورت مافیا.

آتسوشی با تعجب نگاهش می‌کنه.

**آتسوشی:** یعنی...؟

**فوکوزاوا:** یعنی باید با پورت مافیا همکاری کنین.

آتسوشی پوشه رو باز می‌کنه. اول اسم دازای رو میبینه. بعد یه اسم دیگه.

**آکوتاگاوا ریونوسوکه.**

---

**صحنه ۲ - بیرونی: اسکله‌ی یوکوهاما - بعدازظهر**

آتسوشی زودتر رسیده. هوا ابریه، باد سردیه. چند دقیقه بعد صدای قدم‌های آروم و مطمئنی میاد.

آکوتاگاوا با کت بلند مشکیش از تو مه پیداش میشه. نگاهش سرده، تیزه، و روی آتسوشی ثابت میمونه.

**آکوتاگاوا:** *(با صدای گرفته)* ناکاجیما.

**آتسوشی:** *(سعی می‌کنه محکم باشه)* آکوتاگاوا.

سکوت سنگینی بینشونه. باد میوزه، موهای سفید آتسوشی تو هوا تکون میخوره. آکوتاگاوا یه لحظه نگاهش میمونه روی صورت آتسوشی، بعد سریع برمیگردونه.

**آکوتاگاوا:** *(سرد)* بدون احساسات کار می‌کنیم. تمومش که شد، دشمن میمونیم.

**آتسوشی:** *(زیر لب)* مگه الان دوستیم؟

---

**صحنه ۳ - بیرونی: اسکله - کمی بعد**

دازای و چویا هم رسیدن. دازای با اون لبخند همیشگیش به آتسوشی و آکوتاگاوا نگاه می‌کنه.

**دازای:** اوه چه فضای گرمی! انگار بهاره!

**چویا:** *(با اخم)* خفه شو دازای.

**دازای:** *(بی‌خیال)* چویا جان، ما الان باید الگوی همکاری برای این دوتا باشیم!

**چویا:** الگو؟! من و تو؟!

**دازای:** *(شیطون)* مگه ما با هم همکاری نمی‌کنیم؟

**چویا:** این همکاری نیست، این شکنجه‌ست!

آتسوشی با تعجب این دوتا رو نگاه می‌کنه. آکوتاگاوا با بی‌حوصلگی نگاهشو گرفته.

**آکوتاگاوا:** *(زیر لب، فقط برای آتسوشی)* به اونا عادت کن.

آتسوشی برمیگرده نگاهش می‌کنه. این اولین بار بود که آکوتاگاوا بدون خصومت باهاش حرف زد.

فقط یه جمله. ولی کافیه.

**پایان قسمت ۱** 🤍🖤

---

عزیزم نظرت چیه؟ 😊
دیدگاه ها (۰)

سفید و سیاه🤍🖤پارت دوم⚡️# قسمت ۲: «اولین ماموریت» 🤍🖤**صحنه ۱ ...

دو قطب مخالف💙🧡پارت پانزدهم✨️💫# قسمت ۱۵: «اعتراف» 🔥❄️**صحنه ۱...

سلام دوستان🖐🏻🖐🏻ام بچه ها من میخواستم یه سناریو درمورد آکوتاگ...

دو قطب مخالف💙🧡پارت چهاردهم✨️💫# قسمت ۱۴: «زیر بارون» 🔥❄️**صحن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط