{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر ماشين شناس

دختر ماشين شناس
چند روز پيش براي عوض كردن روغن ماشينم به مكانيكي رفته بودم، كه دختر خانومي 27-26 ساله با كبكبه و دبدبه وارد شد و به مكانيك گفت:
ببخشيد آقا، يه 710 مي خواستم، مي شه لطف كنين بدين؟
مكانيك گفت :710 تا چي؟
دختر خانوم گفت: 710 تا هيچ چي! 710 ماشين من گم شده، اگه مي شه يه دونه بدين!
مكانيك گفت: 710؟ حالا اين 710 چي هست؟
دختر خانوم كه عصباني شده بود گفت: آقا! مگه من باهات شوخي دارم؟ مي گم يه 710 بده... چون خانومم فكر مي كني حاليم نيست؟ نه، خوبم حاليمه!
مكانيك بي چاره گفت: خدا شاهده خانوم، جسارت نكردم، ولي من نمي دونم شما چيو مي گين!
دختره كه فكر مي كرد يارو داره جلو من دستش مي اندازه گفت: بابا جون! عجب مكانيك بي عرضه اي هستي تو! هموني كه وسط موتور ماشينه... كارش نمي دونم چيه، ولي همه ماشين خارجي ها دارن اين قطعه رو... مال منم هميشه بوده... حالا من گمش كردم و يكي لازم دارم!
مكانيكه كه كلافه شده بود يه كاغذ داد به خانومه و گفت مي شه شكل اين قطعه رو بكشي اين جا؟
دختر خانوم هم با كلي ژست انگار كه الان داوينچي مي خواد موناليزا رو بكشه يه دايره كشيد و وسط اون نوشت 710 مكانيك يه نگاهي به شاهكار نقاشي انداخت و يه نگاهي هم به موتور ماشين من كه درش باز بود كرد و گفت: خانوم اين قطعه رو كه مي گين تو اين ماشين هم هست؟ دختر خانوم با خوشحالي جيغي كشيد و گفت: آره! اوناهاش!

مي دونين چي رو نشون داد؟ اين رو... عكسش رو گذاشته ام ببينين!

...

...

...

...

...

...

...

...
دیدگاه ها (۱۹)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_44بعد از گذشت ده دقیقه تقه ا...

🖤 پارت ۲۱ | «راز تهیونگ»تهیونگ وسط سالن ایستاده بود.لانا و ک...

‌...

چند پارتی پارت ۳ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیبعد از رفتن آن پس...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۱

سناریو جونگکوک

____[The Forbidden Crossing]____

لبخند قاتلپارت³⁶ویو سلینصدای گلوله هنوز توی گوشم زنگ می‌زد.ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط