یارو داشت واسه دوستش خاطره تعريف ميكرد:
یارو داشت واسه دوستش خاطره تعريف ميكرد:
رفته بودم جنگل يه خرس افتاده بود دنبالم هي من ميدويدم هي اون ليز ميخورد. دوستش ميگه: از ترس نريدي به خودت؟ ميگه: پس فكر كردي خرسه واسه چي ليز ميخورد؟
رفته بودم جنگل يه خرس افتاده بود دنبالم هي من ميدويدم هي اون ليز ميخورد. دوستش ميگه: از ترس نريدي به خودت؟ ميگه: پس فكر كردي خرسه واسه چي ليز ميخورد؟
- ۷۷۲
- ۱۶ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط