{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁴⁷

سه روز بعد
سه روزه نه میرم شرکت نه به کوک زنگ میزنم هرچی هم پیام میده جواب نمیدم این سه روز فقط پیش تهیونگ بودم پدر و مادرم هم و پدر و مادر تهیونگ امروز رفتن برای یه هفته سفر منو تهیونگ خونه بودیم

شب
تهیونگ: ا.ت
ا.ت: بله
تهیونگ: بیا فیلم ترسناک گذاشتم نگاه کنیم
ا.ت: اخجون اومدم
داشتیم فیلم ترسناک میدیدیم که یه صدایی اومد
ا.ت: صدای چی بود
تهیونگ: بخاطر فیلم ترسناکه😅
ا.ت: 😂
یک دفعه همه جا خاموش شد
ا.ت: چیشد
تهیونگ: فک کنم برقا رفت
ا.ت: من خیلی میترسم
تهیونگ: گوشیم کجاست
ا.ت: فک کنم طبقه بالا باشه
تهیونگ: منو محکم بگیر تا باهام بریم بیاریمشون
ا.ت: باشه
داشتیم میرفتیم یکی یه چیزی گذاشت رو سرمون و سریع بیهوش شدیم

چند ساعت بعد
چشمامو باز کردم رفتم پیش تهیونگ
تهیونگ: ا.ت خوبی
ا.ت: اره من خوبم تو چطوری
تهیونگ: منم خوبم
ا.ت: اینجا کجاست
تهیونگ: نمیدونم
ا.ت: خیلی میترسم
تهیونگ: بیا اینجا پیش من بمون
در باز شد جونگکوک اومد
کوک: به به دوست قدیمی دلم برات تنگ شده بود
تهیونگ: جونگکوک😳
وایی خدا این نقشه های کوک بوده
کوک: فک نمیکردی بیام ها
تهیونگ: چی میخوای
کوک: هیچی چیزی نمیخوام
تهیونگ: پس چرا مارو گرفتی ها جوابمو بده
کوک: تو چرا خواهرمنو دزدیدی
تهیونگ: این بحثش جداست
کوک: پس توهم بمون اینجا
تهیونگ: حداقل ا.ت رو ازاد کن
یه نگاهی به من کرد
کوک: نمیخوام
تهیونگ: چیکار به ا.ت داری
کوک: تو چیکار به خواهر من داشتی
تهیونگ: اومدی انتقام خواهرتو از من بگیری
کوک: پس زرنگی
تهیونگ: واقعا فک میکنی داری کار خوبی میکنی
کوک: من چندسالی میشه منتظر اینروزم
ا.ت: چیکار بهمون داری
تهیونگ: ا.ت من بعد برات توضیح میدم
کوک: چی میخوای بگی ها میخوای بگی که از دوستم حسودی میکردم خواهرشو دزدیدم ها اینو میخوای بگی
تهیونگ: جونگکوک بزار باهم حرف میزنیم
ا.ت: از من چی میخواین
کوک: خب توهم از خانواده کیم هستی دیگه
تهیونگ: ا.ت رو وارد این بازیا نکن هرکاری میخوای کنی همین الان انجام بده
تفنگ سمت تهیونگ گرفت
من رفتم جلو تفنگ
کوک: هه
محکم با تفنگ زد رو پیشونیم
تهیونگ: خوبی ا.ت
ا.ت: ایی
تهیونگ: داره خون میاد

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲۲)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

سناریو هانما پارت اخر

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

سناریو سانزو پارت ۲

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

سناریو کنما تک پارتی

سناریو میتسویا پارت اخر

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط