fake kook
fake kook
part*⁴⁶
کوک: ا.ت من خیلی صبر کردم تا الان موندم ولی منتظر فرصت هستم که از تهیونگ انتقام بگیرم
ا.ت: 😓 من اصلا باورم نمیشه کوک این واقعیت داره
کوک: اره امشب برو پیشش برات همه چیز تعریف میکنه
ا.ت: تو میخوای چیکارش کنی
کوک: میخوام اونقدر قوی بشم که بتونم یه روز خاندان کیم از پا بندازم
ا.ت: 😥😥
کوک: عزیزم تو فکر نباش حواسم به تو هست
ا.ت: ولی میخوای به خانواده من اسیب برسونی
کوک: اونا هم به خانواده من اسیب رسوندن خواهرمو کشتن مادرمو مریض کردن ولی من انتقام میگیرم
ا.ت: 😥😓
کوک: گفتم که تو فکر نباش
توماشین بودیم داشتیم برمیگشتیم
ا.ت: منو ببر خونه عموم میخوام برم پیش تهیونگ
کوک: چیزی درباره من بهش نگو
ا.ت: نمیگم نترس نقشتو خراب نمیکنم
کوک: از دستم ناراحتی
ا.ت: نه میشه این هفته نیام
کوک: نیای چرا
ا.ت: یکم حالم خوب نیست درکم کن
کوک: خب چت شده
ا.ت: همم پریودم
کوک: اها اخی عزیزم باشه برو
ا.ت: نیا دیگه دنبالم
کوک: فردا بهت زنگ میزنم
ا.ت: زنگ نزن بزار میخوام استراحت کنم هروقت خواستم خودم زنگ میزنم
کوک: باشه
#کوک
#فیک
#سناریو
part*⁴⁶
کوک: ا.ت من خیلی صبر کردم تا الان موندم ولی منتظر فرصت هستم که از تهیونگ انتقام بگیرم
ا.ت: 😓 من اصلا باورم نمیشه کوک این واقعیت داره
کوک: اره امشب برو پیشش برات همه چیز تعریف میکنه
ا.ت: تو میخوای چیکارش کنی
کوک: میخوام اونقدر قوی بشم که بتونم یه روز خاندان کیم از پا بندازم
ا.ت: 😥😥
کوک: عزیزم تو فکر نباش حواسم به تو هست
ا.ت: ولی میخوای به خانواده من اسیب برسونی
کوک: اونا هم به خانواده من اسیب رسوندن خواهرمو کشتن مادرمو مریض کردن ولی من انتقام میگیرم
ا.ت: 😥😓
کوک: گفتم که تو فکر نباش
توماشین بودیم داشتیم برمیگشتیم
ا.ت: منو ببر خونه عموم میخوام برم پیش تهیونگ
کوک: چیزی درباره من بهش نگو
ا.ت: نمیگم نترس نقشتو خراب نمیکنم
کوک: از دستم ناراحتی
ا.ت: نه میشه این هفته نیام
کوک: نیای چرا
ا.ت: یکم حالم خوب نیست درکم کن
کوک: خب چت شده
ا.ت: همم پریودم
کوک: اها اخی عزیزم باشه برو
ا.ت: نیا دیگه دنبالم
کوک: فردا بهت زنگ میزنم
ا.ت: زنگ نزن بزار میخوام استراحت کنم هروقت خواستم خودم زنگ میزنم
کوک: باشه
#کوک
#فیک
#سناریو
- ۱۲.۴k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط