{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

#سناریو
#استری_کیدز

ؤقتی عضو نهمیم و اکسمون برا ولنتاین برامون گل میفرسته و ما رو هم دیگه کراشیم
(آت+اعضا-)

چان :
آز وقتی که گل برات اومده بود ،رفتارش تغیر کرده بود و کلا حسود بود،شب موقع خواب اومد پیشت،

-ات؟
+بله چان؟
-میتونم بیام تو ؟
آره+
-ات تو از اکست خوشت میاد؟
+نه چان چرا همچین فکری میکنی من ........از تو خوشم میاد....
-تروجان من؟
+خب آره خیلی وقته
-منم دوست دارممممم(بغل و بوس بعدش قرار)



لینو:اومد و گل رو برداشت و انداخت اشغالی و همه اعضا داشتن با تعجب نگاه میکردن .اومد و چسبوندت به خودش
-تاوقتی من هستم هیچ عوضی نمیتونه برات گل بفرسته



چانگبین:
-کی اینو فرستاده؟اون اکس لاغر بی عضله ایت؟
+آره
-خب گوه خورده



هیونجین:داشت گوشیشو میدید که گل اومد،داخل گل یه جعبه کوچولو بود که توش نامه و عکس دوتاتون و گردنبند بود از طرف اکست(چه مجهززر)اون عکس باعث شد اعضا بگن چقدر بهم میومدین،کار خاصی نکرد ولی فرداش با یه بی ام و(یا هر ماشینی که دوست دارین)و شکلات و کلی گل و گردنبند های خوشگل و گوشی بهت اعتراف کرد
-من از اون اکس بی عرضت بیشتر دوست دارم کیم ات
+هیونجین بخدا لازم نبود این همه چیز
-)بوس)





هان:
ایشون نشسته بود که تو اومدی پیشش و روشو برگردوند
+هانی؟
-قهرم
+سنجاب من چرا قهره؟(بمباستیک ساید ای🙄🤨)
-برو پیش یه سنجاب دیگه پیدا کن
+)بغلش کرد و بوسش کرد(+ دوست دارممممم
-واقعا؟
+آرهه






فلیکس:
داشتی به اعضا خاطراتت با اکست رو تعریف میکردی که
-عقققق حالم بهم خورد
+(دوباره تعریف)
-چه اکس لوس و خودخواهی
+(درحال تعریف)
-(پاشد و اومد سمتت)-خانم کیم، میدونی من بیشتر از اون عقده ای دوست دارم
+منم دوست دارم
)اعضا ذوققققق)




سونگمین:تنها بودین خونه و اعضا رفته بودن بیرون ،بعد اینکه میخواستی بری بشینی اومد سمتت و بلندت کرد
+عه سونگمین چی کار میکنی؟
-میخوام تورو مال خودم کنم
+ها؟
)و بعد اهم اهم و قرار گذاشتم)




آی ان:قبلش بهت اعتراف کرده بود و الان باهم قرار میزاشتی
-کی جرعت کرده برای دوست‌دختر من گل بفرسته
×]علامت اعضا×]× دوست دختر؟
چان:چه غلتا...
+آی ؤای........
(بعدشم نشستن به اعضا توضیح دادن)
دیدگاه ها (۱)

رمان"شب مخفی"#سناریو #استری_کیدز شب همه در اتاق نشیمن جمع شد...

#سناریو #استری_کیدز وقتی تلاش میکنن تو دیدار اول مخمون رو بز...

#سناریو #استری_کیدز وقت داریم ظرف میشوریم از پشت بغلمون میکن...

#سناریو #استری_کیدز وقتی ازشون میخوای برات برق لب بگیرن .بن...

از شرم خلاص نمیشی … p17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط