سناریو
#سناریو
#استری_کیدز
وقتی تلاش میکنن تو دیدار اول مخمون رو بزنن.
بنگچان: مودبه،سرش پایینه،باهات لاس نمیزنه،
با سر پایین میگه :
-میتونم شمارتون رو داشته باشم؟
+چرا که نه
-ممنون...
چانگبین:مثل چان...
لینو:تنها کاری که میکنه لاس زدنه.
-میدونی ا.ت ،بعضی چیزارو نمیشه توصیف کرد درسته ؟
+درسته.
-مثل زیبایی تو.
+م.مرسی
هیونجین:این بشر انقدر جذابه که باخودت گفتی:
+میشه آیدیه اینستاتونو بدید؟
-حتما
فلیکس:با اون صدای بمش گفت:
شمارتونو میخواستم....
+چش.. عه چیز..بفرمایید..
هان:خودشو برات کیوت میکنه..فیگور میگیره..با اون چشمای تیله ایش بهت خیره میشه.
و تو مخت زده میشه..
سونگمین: دندونی برات میخنده و تو درجا مخت زده میشه.
جونگین:اون خنده ی روباهیش و موهای نارنجیش از اول مهمونی دلتو برده بود..
#استری_کیدز
وقتی تلاش میکنن تو دیدار اول مخمون رو بزنن.
بنگچان: مودبه،سرش پایینه،باهات لاس نمیزنه،
با سر پایین میگه :
-میتونم شمارتون رو داشته باشم؟
+چرا که نه
-ممنون...
چانگبین:مثل چان...
لینو:تنها کاری که میکنه لاس زدنه.
-میدونی ا.ت ،بعضی چیزارو نمیشه توصیف کرد درسته ؟
+درسته.
-مثل زیبایی تو.
+م.مرسی
هیونجین:این بشر انقدر جذابه که باخودت گفتی:
+میشه آیدیه اینستاتونو بدید؟
-حتما
فلیکس:با اون صدای بمش گفت:
شمارتونو میخواستم....
+چش.. عه چیز..بفرمایید..
هان:خودشو برات کیوت میکنه..فیگور میگیره..با اون چشمای تیله ایش بهت خیره میشه.
و تو مخت زده میشه..
سونگمین: دندونی برات میخنده و تو درجا مخت زده میشه.
جونگین:اون خنده ی روباهیش و موهای نارنجیش از اول مهمونی دلتو برده بود..
- ۲.۰k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط