{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشت برای معشوقه اش می نوشت ...

داشت برای معشوقه اش می نوشت ...
" عزیزم
منتظرم باش،
و به کودکی فکر کن ..."

گلوله ای پرید
میان حرف هایش
از نامه گذشت
از سینه اش گذشت
و به عکس زنی خورد
که گوشه ی سنگر بود،

تک تیرانداز دشمن،
یقینا مَردی بود ...
شکست خورده در عشق....


👤 #حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۵۶)

و امروز ...جمعه ترین سه شنبه ساله...😔

حال تک درخت خشک کنار جاده را فقط مسافری فهمیدکه تمام مسیر را...

سلام..کسی هست ک به دعای شما نیازمنده امروز..اسمش فرشته اس..س...

وقتی “خُـــدا ” بخوادبزرگی آدمی رو اندازه بگیره !متر رو به ج...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_7پدربزرگش به سمتش برگشت و با لح...

پارت ۲۲N:"ععععععععع اخه این چه داستانی بود نشستی واسه من تعر...

امن ترین خطر 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟐𝐉𝐞𝐨𝐧 𝐫𝐨𝐬𝐡𝐚 «اولین خون در خانه»صدای شلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط