{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نذر کرده ام ...

نذر کرده ام ...
يک روزی که خوشحال تر بودم
بيايم و بنويسم که :
زندگی را بايد با لذت خورد
که ضربه های روی سر را بايد آرام بوسيد
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد
يک روزی که خوشحال تر بودم
می آيم و می نويسم که

اين نيز بگذرد. . .

مثل هميشه که همه چيز گذشته است و
آب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده است
يک روزی که خوشحال تر بودم
يک نقاشی از پاييز ميگذارم ,
که يادم بيايد زمستان تنها فصل زندگی نيست
زندگی پاييز هم می شود
, رنگارنگ ,
از همه رنگ ,
بخر و ببر
يک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم !
تا روزهايی مثل حالا
که خستگی و ناتوانی لای دست و پايم پيچيده است
بخوانمشان
و يادم بيايد که

  " هيچ بهار و پاييزی بی زمستان مزه نمی دهد "

و
  " هيچ آسياب آرامی بی طوفان "
دیدگاه ها (۲۶)

سلام♡

.

دلم یک ♥دوست♥ میخواهد که بشود با او حرف زدو بعد پشیمان نشد !...

جــایــی هـست کــه جــــــُـز تـــو . . .هــیـچـــکسنمـی تــ...

‌نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

یک روزی که خوشحال تر بودممی آیم و می نویسم کهاین نیز بگذرد ....

#نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم که#زندگی...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم که زندگی ...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم که زندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط