{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم کف دستش . او هم

با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم کف دستش . او هم یک شکلات گذاشتم توی دستم . من بچه بودم ، او هم بچه بود . سرم را بالا کردم . سرش را بالا کرد . دید که مرا می شناسد . خندیدم . گفت : « دوستیم ؟» گفتم :«دوست دوست» گفت :«تا کجا ؟» گفتم :« دوستی که تا ندارد » گفت :«تا مرگ؟» خندیدم و گفتم :«من که گفتم تا ندارد»
تقدیم به قشنگترین آبجی دنیا
دیدگاه ها (۸)

با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم کف دستش . او هم یک ...

با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم کف دستش . او هم یک ...

با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم کف دستش . او هم یک ...

با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم کف دستش . او هم یک ...

my love part 27

۱آنقدر مواد کشیده بودم که جاده را ابریشمی می‌دیدم .نور اندک ...

جادوی عشق ۱۱ part صداي مردونه ای توی ذهنم پیچید که زمزمه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط