{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکسه ام گرفته بود

سکسه ام گرفته بود ؛

گفتم مرا بترسان ،

دستانم را رها کرد !

نفسم بند آمد ...
دیدگاه ها (۶)

با درد نبودنش که خو میکردمبا دیده تر به جاده رو میکردممی آمد...

نازنینا مُلک دل تسخیر توستپای جان بی قید، در زنجیر توستآتشی ...

هربار که می رفتی،ده سال از عمرم می رفت.هرطور حساب می کنم،حال...

....

تو فرشته ای بودی که با بال های زیبایش اتفاقی به زندگی من فرو...

یه جا خونده بودم میگفت:پیچش زلفت مرا در بند کرد و بعد از آن ...

نیلوفر مندر کودکی اولین نفریکه دستانم را گرفت و مرا آرام کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط