با درد نبودنش که خو میکردم

با درد نبودنش که خو میکردم

با دیده تر به جاده رو میکردم

می آمد و خنجری به قلبم میزد

میرفت و دوباره من رفو میکردم

#نیما_یوشیج
دیدگاه ها (۱۷)

ده یا یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد...

خواهرام سایه جون طاهره جان هدیه جان فاطمه جان همه خواهرام کا...

و قلبم دوباره تپیدpart: 6 ...

برده عمارت جئون

هرچقدر هم زخمم بزنی، باز دوستت دارم… تو بلد باشی دلم رو بشکن...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁰کاش می‌شد همین چند دقیقه رو از همه‌ی...

یک جوون کُرد حدود یک سال پیش، همسرش رو به‌خاطر بیـ. ـماری از...

🔹🔷༺༒︎ @nouyan ༒︎༻🔷🔹 دوباره نم نم بارون صدای شرشر ♬♫♪ ناودون ...

نه از آشنایان وفا دیده امنه در باده نوشان صفا دیده امز نامرد...

...ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‎──‎ ꫂ᭪݁ ──────────────مثل آخرین برگ‌های پاییز که ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط