{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با درد نبودنش که خو میکردم

با درد نبودنش که خو میکردم

با دیده تر به جاده رو میکردم

می آمد و خنجری به قلبم میزد

میرفت و دوباره من رفو میکردم

#نیما_یوشیج
دیدگاه ها (۱۷)

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتیکی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چ...

" نباید میبوسیدمش .. من نباید دوباره اون پسر و میبوسیدم ‌.. ...

تو کنسرت روز اول آرلینگتون جیمین یه ارمی کوچولو رو دید که به...

خواهرام سایه جون طاهره جان هدیه جان فاطمه جان همه خواهرام کا...

★彡   Part 59 彡★ ( رینا ) موندنی میمونه و رفتنی باید بره.من ه...

ویوخواب سوهی+ وقتی چشمام رو باز گردم روی سندلی بسته شده بودم...

┄┉✿┉┄ ⇠ جونگ‌کوک درباره فیلم‌های علمی‌تخیلی صحبت می‌کنه و می...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط