{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با درد نبودنش که خو میکردم

با درد نبودنش که خو میکردم

با دیده تر به جاده رو میکردم

می آمد و خنجری به قلبم میزد

میرفت و دوباره من رفو میکردم

#نیما_یوشیج
دیدگاه ها (۱۷)

نازنینا مُلک دل تسخیر توستپای جان بی قید، در زنجیر توستآتشی ...

"آغوش تو آرام ترین خانه ی دنیاست"دست تو صمیمانه ترین شانه ی ...

سکسه ام گرفته بود ؛گفتم مرا بترسان ،دستانم را رها کرد !نفسم ...

هربار که می رفتی،ده سال از عمرم می رفت.هرطور حساب می کنم،حال...

"بازگشت بی نام "

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۹۴.. دوسم نداره؟ ناباورانه و ...

FOX p:1جئون جونگکوکتوی خیابونا میگشتو دنباله چیزی برای سیر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط