{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی تو

بوی تو
بوی دست های خداست
که گل هایش را کاشته،
به خانه خود می رود.

بوی تو
بوی کفش تازه
در سن بلوغ است
وقتی که از مغازه قدم بیرون می گذاریم.

تو که پیش منی
آفتاب انگار شوخی اش گرفته
زیر پیرهنم می دود
ماه انگار شوخی اش گرفته
و همین الان است که بیاید پایین
با ما بازی کند.

تو که با منی
صبحانه من لیوانی کهکشان شیری است
و تکه های تازه رعد و برق در بشقابم برق می زند.

دیگر بس است
بیا به همان روزها برگردیم
روزهایی که
به جای پرسه زدن در خیابان ها
در اتاق خالی مان پر و بال می زدیم
و هر وعده غذا
خنده ای سیر
از ته دل بود.

#شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۱)

بی تو به سامان نرسم،ای سرو سامان همه تو ...#حسین_منزوی

منم آن عاشق عشقتکه جز این کار ندارم ...

وارث ابدی 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟕نُه سال گذشته بود.انگار هر دوتاشون دنبال کل...

تاج سلطنتی (The Royal Crown)

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط