{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forbidden Weakness

Forbidden Weakness
ضعف ممنوعه
فصل دوم
p.1
(روایت از زبان نویسنده)
سه هفته از ازدواج ا.ت و جونگ‌کوک گذشته بود.
سه هفته‌ای که هیچ‌کدوم هنوز به این زندگی جدید عادت نکرده بودن.
خونه بزرگ بود و ساکت؛ زیادی ساکت.
ا.ت بیشتر وقتش رو توی اتاقش می‌گذروند و کتاب می‌خوند. جونگ‌کوک هم تقریباً تمام روز سرش با کار و پرونده‌های خانواده گرم بود.
همه‌چی ظاهراً آروم بود...
تا اینکه گوشی ا.ت روی میز لرزید.
یک پیام از یه شماره ناشناس.
«فکر کردی دیگه تموم شده؟»
ا.ت چند لحظه به صفحه خیره موند.
دستش ناخودآگاه سرد شد.
پیام دوم بلافاصله رسید.
«هنوز خیلی چیزا هست که نمی‌دونی.»
ا.ت گوشی رو پایین آورد.
این شماره...
این مدل حرف زدن...
براش غریبه نبود.
همون آدمی بود که قبل از ازدواج، مدتی براش پیام می‌فرستاد و بعد یهویی ناپدید شده بود.
ولی چرا الان برگشته بود؟
و چرا درست بعد از ازدواجش؟
گوشی دوباره لرزید.
این بار فقط یک جمله بود:
«به شوهرت چیزی نگو.»
ا.ت نفسش رو حبس کرد.
همون لحظه صدای قدم‌هایی از راهرو اومد.
جونگ‌کوک بود.
ا.ت سریع صفحه گوشی رو خاموش کرد و گوشی رو برگردوند روی میز.
جونگ‌کوک وارد اتاق شد و نگاه کوتاهی بهش انداخت.
-چی شده؟
ا.ت سرش رو تکون داد.
+هیچی...
جونگ‌کوک چند ثانیه نگاهش کرد.
-مطمئنی؟ همون شماره ناشناسه؟
ا.ت جواب نداد.
چون هنوز به آخرین پیام فکر می‌کرد.
«به شوهرت چیزی نگو.»
و بدتر از همه این بود که...
برای اولین بار، ا.ت واقعاً نمی‌دونست باید به چه کسی اعتماد کنه...............
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۲)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.2(روایت از زبان ا.ت)چند...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.3 (روایت از زبان ا.ت)ت...

https://wisgoon.com/jeon_diana7فیک نویس قشنگم حمایت می‌کنین؟

Forbidden Weakness Season 2 — Trailer یک ازدواج اجباری قرار ...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_9···[ " جونگ‌کوک از BTS در جلسه تجار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط