{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر ۴ساله تو تاکسی بغل دستم نشسته بود و آلوچه میخورد.

دختر ۴ساله تو تاکسی بغل دستم نشسته بود و آلوچه میخورد.
گفتم مگه نمیدونی آلوچه بده، چرا میخوری؟

گفت پدربزرگم 115سال عمر کرد.

باتعجب پرسیدم چون آلوچه میخورد؟

گفت نه چون سرش تو کار خودش بود.

چنان قانع شدم که الان سه روزه دیگه با کسی حرف نمیزنم :|
دیدگاه ها (۶)

:-) اره خوب شد.

قلب دختر از عشق بود،پاهایش از استواری و دستهایش از دعا.اما ش...

شاد باشیم خییییییلی ساده.

...

The unwanted Roommate ویو جئون جونگ کوک: هوفففففف سرم داره م...

فیک تهیونگ

پارت ۱۵ساعت ۷ و ۱۲ عصر_یونگی:اصلا میل نداشتم برم به مهمونی ج...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

رومان عشقم مافیا پارت 39 اخر این پارت اخر رومانم ھست از زبان...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

نامجون ساکت شد. یه لبخند کوچیک زد و نگاه کرد به پنجره.نامجون...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط