{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برایت دست هایم را

برایت دست هایم را
باز نگه می دارم
آنقدر که نزدیک خانه تان
مزرعه ای سبز شود !
پدرت به من افتخار کند
که کلاغ ها را دور می کنم
مادرت از سر لطف
برایم کلاه حصیری ببافد !
و من
به روزی فکر کنم
که تو
در آغوشم بگیری
دیدگاه ها (۱)

گاهی باید رفت و آنچه ماندنی‌ست را جا گذاشت مثل یاد، مثل خاطر...

مادرم می گفتسرت به کار خودت باشدو من سرم به کارم بودسرم به ک...

ﮔﺮ ﺯ ﺧﯿﺎﻝ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ،ﻋﮑس ﻓﺘﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﻡِ ﻣِﯽ ﻣﺴﺘﯽ ﭼﺸﻢ ﻣﺴﺖ ﺗﻮ،ﻣﺴﺖ ﮐﻨ...

خاطره‌ها هم،می‌آیندسفر به دردِ فراموشی نمی‌خورَد...

چهارم مرداد ۱۴۰۵.

¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹⁹¹⁴ : ¹⁰part ².اما کلکی هست که همیشه اجرایَش می‌کنم...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_32هوای پشت ساختمان قدیمی سونگ‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط