{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز

دیروز
یک‌سال تمام
در جست‌وجویت بودم
اما تو بر لب‌هایم خفته بودی
بعد، اشتباهاً
لب‌هایم را به بهار دوختم
چشم‌هایم را به باران
قلب‌ام را به گل.
و تو
با سپیده‌ی صبح
شبنم شدی و به درون‌ام غلتیدی
تا گلی که در اعماق قلب‌ام بود
پژمرده نشود.

#واچاگان_پاپویان
دیدگاه ها (۱)

دارایی من ، ناز نگاهی که تو داریبیداد از آن چشم سیاهی که تو ...

پریشانم نمی بینیبیا آرامش جانمکه تسکین مـی دهد عشقتتمام اضطر...

#ایران_زیبا #آرامگاه_خیام #نیشابورآرامگاه حکیم عمر خیامفیلسو...

#ایران_زیبا #خانه_تاریخی_امیرلطیفی #گرگانیکی از زیباترین خان...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

روزی...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۸: «راز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط