{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دَرْ این اتاقِ سرد و کمی خوابِ رؤیایی

دَرْ این اتاقِ سرد و کمی خوابِ رؤیایی

دیوارهایِ آن شـده کـابوسِ تنهایی

گاهی درونِ کوپه‌ی شب خواب می‌بینم

با آن قطارِ مرگ، شَبَـح‌وار، اینجایی
دیدگاه ها (۰)

دیروزوقتی کسی در حضور مناسم تو را بلند گفتطوری شدم

می دانم کسی در این اتاق نیست،و شهر خالی است،و همه ی میدانهای...

دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کر...

آدم برفی فقط ۱ پا دارد…چشمانش از دکمه است اما میخندد…آدم برف...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

عاشقانه های شبنم

فکر کن با سرعت ۳۵۰ کیلومتربرساعت در حرکت باشی و هم‌زمان روی ...

when silence became a scream p23

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

«زندگیِ ما، این روزها، درست شبیه همان یخ‌فروشِ قصه‌هاست؛همه ...

پارت ۷۵

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط