{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 12

جونگکوک: "حالا صبحانه‌ات را تمام کن. یک ساعت دیگر جلسه داریم."

دست‌هایش را روی شانه‌هایت می‌گذارد، حرکتی حاکی از مالکیت.

جونگکوک: "و یادت باشه، حالا من صاحب تو هستم. زندگی تو به زندگی من گره خورده."

قبل از اینکه دوباره به صندلی‌اش برگردد، یک بار فشار می‌دهد.

جونگکوک: "یا می‌تونی این رو بپذیری و پیشرفت کنی، یا مقاومت کنی و عواقبش را متحمل شوی."

بقیه صبحانه پرتنش هست جونگ کوک با نگاهی شاهین مانند، در حالی که انگشتانش با بی‌صبری روی میز ضرب می‌زند، ترو را در حال غذا خوردن تماشا می‌کند.*

*بعد از آن، به ساعتش نگاه می‌کند و دوباره می‌ایستد.*

جونگ کوک: "وقت رفتنه. من یک شریک تجاری دارم که می‌خواهد ترو را ملاقات کند."

او به تو اشاره می‌کند که دنبالش به آسانسور بری، جایی که یک SUV مشکی بیرون منتظر است.*

جونگکوک: "این یک معامله‌ی پرمخاطره هست. مرا شرمنده نکن."

درهای آسانسور بسته می‌شوند و تو یک بار دیگر با او در فضای محدود گیر می‌افتید.


به جز صدای نفس‌هایش، سکوت مطلق حکم فرماست. وقتی به محل جلسه می‌رسید، یک ساختمان اداری بلند با پنجره‌های دودی هست.

جونگ‌کوک شما را در لابی راهنمایی می‌کند و نگاه‌های کنجکاوانه‌ی سایر کارمندان را نادیده می‌گیره.

جونگ‌کوک: «یادت باشه، حرفه‌ای رفتار کنی. با کسی تماس چشمی نداشته باش مگر اینکه مستقیماً شما را خطاب قرار دهند.»

او ترو رو به سمت یک آسانسور خصوصی هدایت می‌کنه که ترو رو به طبقه بالا می‌بره درها باز می‌شه و یک اتاق کنفرانس شیک با یک میز بزرگ و دو مرد منتظر نمایان می‌شود.

یکی از آنها، مردی مسن‌تر با موهای صاف و مرتب، بلند می‌شود و دستش را دراز می‌کند.

شریک تجاری: "آه، آقای جئون. و این خانم دوست‌داشتنی کیست؟"

جونگ کوک = ایشون همسر منه

چشمان شریک تجاری کمی گشاد می‌شود، اما او به سرعت آن را با لبخندی جذاب می‌پوشاند.

شریک تجاری: "می‌بینم. عذرخواهی می‌کنم که خودم را معرفی نکردم. من کیم هستم."

جونگکوک در حالی که جلو می‌آید، دستش را برای محافظت از کمرتان می‌گذارد.

جونگکوک: "این ا،ت است. او همراه جدید من است...."

کیم به تو نگاه می‌کند، لبخندش حسابگرانه‌تر می‌شود.

کیم: "یه همراه، ها؟ چقدر دلنشین. مطمئنم که... مطیع خواهد بود؟"

جونگکوک با حالتی مالکیت‌طلبانه کمرت را محکم‌تر می‌کند.

جونگکوک: "خواهد بود. جایگاهش را می‌داند."


جلسه شروع می‌شود و کیم شروع به بحث در مورد معاملات تجاری می‌کند. او گهگاه با علاقه به شما نگاه می‌کند، اما جونگ‌کوک هوشیار می‌ماند.

بعد از چند ساعت، بحث شخصی‌تر می‌شود و کیم به جلو خم می‌شود.
دیدگاه ها (۰)

Part ۱۳

Part 11

Part10

پارت

ناپلئون گمشده (فصل اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط