{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای داده مرا خاطره ی عشق تو بر باد

ای داده مرا خاطره ی عشق تو بر باد
از تو گله ای نیست گلم خانه ات آباد
از تو و خدای تو نخواهم گله کردن
گر میروم از دست من از اینهمه غمباد
آن قول و قرار آه به یاد تو مگر نیست
پاییز قشنگی.... به تهِ کوچه ی میعاد
یک روز لب پنجره لبخند_زدی و
یک عمر نکرده ست مرا حسرتش آزاد
در حقِ منِ سوخته ی خاطره هایت
باور نکنم ای گل_ناز اینهمه بیداد
شب آمد و بر شاخه ی اندوه جدایی
این مرغ_شباویز دوباره گله سرداد
در خاک بپوسد مگر این جسم تکیده
ورنه نروی هیچ عزیز_دلم از یاد
این سوختن و ساختن اصلا به شما چه
تقصیر_دلم_بود که لعنت به دلم باد
دیدگاه ها (۴)

بی تو چون هر قهرمان پر غرور دیگریقصه‌ام شاید رقم می‌خورد جور...

غم فراهم...ساقی و میخانه ای کم داشتمبغض ها خوردم ولی پیمانه ...

می زنم دل را به دریا ... نه! بیابان بهتر استنیمه شب ها پرسه ...

یاد آن نم نم جانانه ی پاییز بخیروعده ی آخرمان، گر چه غم انگی...

🌱من تفنگی شده‌ام رو به نبودن‌هایت رو به یک پنجره در جمعیتِ ت...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط