{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم فراهمساقی و میخانه ای کم داشتم

غم فراهم...ساقی و میخانه ای کم داشتم
بغض ها خوردم ولی پیمانه ای کم داشتم
سوختم در خود هزاران بار تا فهمیده ام
در شب دلواپسی پروانه ای کم داشتم
مثلِ مجنونِ بیابانگرد گاهی در خودم
جستجو کردم.....دلِ دیوانه ای کم داشتم
خالیِ آغوشِ این دنیا به من فهمانده است
در مسیرِ زندگی دُردانه ای کم داشتم
بارِ سنگینی به دوشم می کشیدم سال ها
خسته بودم ، خسته بودم شانه ای کم داشتم
دیدگاه ها (۶)

خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رویا،تور...

جهان با وسعتش گفتا برو من جا ندارممنم قصد عزیمت کرده اما پا ...

بی تو چون هر قهرمان پر غرور دیگریقصه‌ام شاید رقم می‌خورد جور...

ای داده مرا خاطره ی عشق تو بر باداز تو گله ای نیست گلم خانه ...

تو با قلب ویرانه‌ای من چه کردی ببین عشق دیوانه ای من چه کردی...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_337ناخدا گاه از دهنم پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط