{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو چون هر قهرمان پر غرور دیگری

بی تو چون هر قهرمان پر غرور دیگری
قصه‌ام شاید رقم می‌خورد جور دیگری
زندگی بعد از صباحی از نمک افتاده بود
تکیه می‌دادم چنان کوری به کور دیگری
عقده‌ام را در غیابت هیچکس خالی نکرد
پر نخواهد کرد جایت را حضور دیگری
خسته‌ام از این همه صغری و کبری چیدنت
من که هستم سخت محتاج حضور دیگری
بی‌گمان با این لقب هر چیز دیگر جعلی است
نیست غیر از چشم تو دریای نور دیگری



‍‌‌
دیدگاه ها (۱۳)

غم فراهم...ساقی و میخانه ای کم داشتمبغض ها خوردم ولی پیمانه ...

خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رویا،تور...

ای داده مرا خاطره ی عشق تو بر باداز تو گله ای نیست گلم خانه ...

می زنم دل را به دریا ... نه! بیابان بهتر استنیمه شب ها پرسه ...

#درخواستی #فیک #استریکیدز #کریستوفر_بنگچان #چان #چانی #بنگ_چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط