{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعنت بہ دلــم ڪہ درپی ات ویراڹ شد

لعنت بہ دلــم ڪہ درپی ات ویراڹ شد

لعنت بہ غمــــت ڪہ در دلم پنهاڹ شد

لعنت بہ منی

ڪہ چـــــوڹ تـویی را می خـــــواست

لعتت بہ دلی ڪہ با تو هم پیمــاڹ شد
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم چرا شبها ، دلم ناگاه میگیردگلویم را غمی جانسوز و بغض...

بمان گناه قشنگم گناه کم دارم برای دیدن چشمت نگاه کم دارمج...

خواهرِ شیرین‌ام!آنکه تو را دوست دارد، عطشی برای لمسِ تنت ندا...

چشم ناز چون غزالت برق مهتاب شب است نابسامانم ، تو هستی علت س...

لعنت به دلم که در پی ات ویران شد،، لعنت به غمت که در دلم پنه...

من که راهی شده ام سوی نبودن هایت سوی آن کوچه ی مهتاب و غم زی...

«ای آرامشِ ناپایدارِ کویرِ عطش!دلم به نامِ تو که می‌رسد، طوف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط