{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ، آغازِ درد نیست !

شب ، آغازِ درد نیست !
درد ، دقیقا جایی شروع می شود ؛ که بعضی آدم هایِ رفته را هر ثانیه در ذهنت تکرار می کنی ...
تا صبح همپایِ بی قراری ات بیدار می مانی و خاطراتِ لامذهبت را شماتت می کنی ...
درد تویی !
تویی که ساده دل می بندی ،
تویی که "فراموش کردن" بلد نیستی !
دیدگاه ها (۳)

آدما نسبت به چیزی که ممنوعه حریص تر میشنخصوصا اگه اون ممنوعه...

فـقط میخوام گوشیمو یجا پرت کنم، ببینم واقعا کیه که کنارمه !

‏هیچ وقت اونایی که عاشق نشدن ؛معنای واقعی دلتنگی رو درک نمی‌...

نشسته امبا شب قمار می کنمو هرچه می برمتاریکتر می شوم...!!!‌‌...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

در جنگل... صبح...ات با حال خوبی از خواب بیدار شد.لباسش را عو...

معرفی رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط