اسمفیک:بیبیگوچولوددیهبزرگ
اسمفیک:بیبیگوچولوددیهبزرگ
ویوجونگین
امروزرعیسبارگفتقرارهدوتامهمونویژهبیانکهخیلیپولدارنجیسونگمیگهاونامافیاهستندمنخیلی
میترسم
ویوشب
ویولینو
بهباررفتیمهمینکهرفتمرویهسندلینشستمچندتاهر...زهبهمچسبیدنسونگمینرویهسندلیهکنارهمن
نشستوهر...زههایهدیگمپیش
اونبودنوبراشاشوهمیرفتند
گاریونیاومدنزیدیموازمنپرسید
کهچیمیلدارمولیمنفقطمحو
زیبایهاونشدهبودماخهیهادمچطورمیتونهانقدرخوشگلباشه
ویوجیسونگ
بهسمتاوناقاکههمهبهشمیگفتند(اربابمینهو)رفتمخیلیمیترسیدمباترسگفتم
جیسون:اربابچیمیلدارید
امااونساکتبودوفقطبهمننگاه
میکردمیخاستمبرمکهمچدستمو
گرفتوگفت
مینهو:کیبهتاجهزهدادبریها
(عربده)
هان:ببخشیدارباب
ویوخودم
مینهوبهسمتادماشچرخیدوگفتمینهو:اینکوچولوروببریدبهبهتریناتاقبارتاخودمادبشکنم
هاندیگهبهگریهافتادهبودبود
هان:نه....ارباب...هق...من...هق....هرزهنیستم(گریهشدید)
مینهو:حرفنباشهببرینش
ویوجیسونگمنوبردنبهیهاتاقو
دستموبهتختبستندداشتمگریه
میکردمکههمونمردکهاسمش
مینهوبوداومدتویهاتاقواومدروتختوگفت
مینهو:قیمتتچندهکوچولو
هان:هقمن....هق...هرزهنیستم
امیدوارمخشتونبیاد😁
ویوجونگین
امروزرعیسبارگفتقرارهدوتامهمونویژهبیانکهخیلیپولدارنجیسونگمیگهاونامافیاهستندمنخیلی
میترسم
ویوشب
ویولینو
بهباررفتیمهمینکهرفتمرویهسندلینشستمچندتاهر...زهبهمچسبیدنسونگمینرویهسندلیهکنارهمن
نشستوهر...زههایهدیگمپیش
اونبودنوبراشاشوهمیرفتند
گاریونیاومدنزیدیموازمنپرسید
کهچیمیلدارمولیمنفقطمحو
زیبایهاونشدهبودماخهیهادمچطورمیتونهانقدرخوشگلباشه
ویوجیسونگ
بهسمتاوناقاکههمهبهشمیگفتند(اربابمینهو)رفتمخیلیمیترسیدمباترسگفتم
جیسون:اربابچیمیلدارید
امااونساکتبودوفقطبهمننگاه
میکردمیخاستمبرمکهمچدستمو
گرفتوگفت
مینهو:کیبهتاجهزهدادبریها
(عربده)
هان:ببخشیدارباب
ویوخودم
مینهوبهسمتادماشچرخیدوگفتمینهو:اینکوچولوروببریدبهبهتریناتاقبارتاخودمادبشکنم
هاندیگهبهگریهافتادهبودبود
هان:نه....ارباب...هق...من...هق....هرزهنیستم(گریهشدید)
مینهو:حرفنباشهببرینش
ویوجیسونگمنوبردنبهیهاتاقو
دستموبهتختبستندداشتمگریه
میکردمکههمونمردکهاسمش
مینهوبوداومدتویهاتاقواومدروتختوگفت
مینهو:قیمتتچندهکوچولو
هان:هقمن....هق...هرزهنیستم
امیدوارمخشتونبیاد😁
- ۲.۶k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط