{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آجر می چینم

آجر می چینم
روی هم
دور تا دورِ بودنــــم
آنقـدر که دیــواری شود
تا هیچ احسـاســی
نـتوانــد سَــرَک بکشد و
سَر به سَرم
بگذارد...
من جــایی از دیــروز جــا مانـــدم
که دست هایم را
زیرِ بــــــاران شستم از "عشــــق♘
دیدگاه ها (۳)

گیرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیالپس دلم منتظر کیست عزیز ...

ﺩﺭ ﺩﯾـــــﺎﺭﯼ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻭ ﻧﯿﺴﺖ ﻛﺴــﯽ ﯾﺎﺭ ﻛﺴــــﯽ ----- ﻛﺎﺵﯾﺎﺭﺏ ...

گفتم : تو ش‍‍‍‍ـیرین منی. گفتی : تو فرهادی مگر؟گفتم : خرابت ...

....

من کیستم!

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

رمان: گرفتار توپارت ۱۵ (بخش دوم: آرامشِ قبل از طوفانِ دوباره...

نماد مرگ پارت شیشم

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط