بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قسمت اول : مراتب سهگانه محبت :
محبّان خدا، مراتبی دارند و شاید بتوان آنها را در سه گروه عمده بر شمرد: مُحب ذات الهی، مُحب صفات الهی، و مُحب افعال الهی.
محب ذات الهی، برترین دوستداران خداست. همواره بر فراز است و لذا از نعمات و برکات آن دو دیگر نیز برخوردار است. زیرا این کیفیت از محبت، ثابت و جاودانه و همه گیر است. درون و بیرون را به صورتی مسحور کننده در تصرف دارد. چه این نوع از محبت، ریشه در ذاتی دارد که خود اصل و اساس همه چیز است. چنین کسی، بودن و نبودن، داشتن و نداشتن، دوستی و دشمنی، سلامتی و بیماری هیچ تاثیری در محبت او نمی گذارد. او در هر موقعیتی سر ریز از محبت است. خوب و بد نمی کند. چه هم خود نَفَسَش رحمانی است و هم رحمانیت را در هرآنچه که هست، می بیند. پس هر آن سرشار است. چون درختی است که تنها میوه اش، محبت است. هر کارش کنی؛ چه سنگش پرتاب کنی، چه چوبش بزنی، چه ارّه اش کنی، از او جز میوه عشق و محبت فرو نمی ریزد. چون کوزه ای مملو از محبت، فقط محبت از آن برون می تراود. و این کسان اندک اند، بسیار اندک. زیرا چنین کیفیتی به معنای مستحیل شدن کامل در حق است. در این کیفیت، نه ذهن متعارفی وجود دارد و نه نفس منیّت سازی.
و البته از حقیقتِ محبت و تمامیت آن، تنها همین گروه اول باخبرند، چه همین هایند که به تمامی آن را دریافت کرده، و در آن و با آن زندگی می کنند. اینان اولیاء بزرگ خدایند. مقربانند. چنین کسانی محبت شان، برای بدست آوردن چیزی، یا رسیدن به جایی و هدفی، نیست. زیرا خود محبت برایشان اصل است، بهشت است، نه آثار و نتایج آن. اینان را حتی اگر در سیاهچال بیندازند، به سنگ های سیاهچال محبت می کنند.
زیرا وجودشان سرشار از محبت ذاتی و همه جانبه است. البته محبت اینان، برای هر کسی به نوعی به ظهور می رسد و هر کس به گونه ای آن را دریافت می کند. و این بستگی به موقعیتِ روحیِ شخص برخوردار شونده دارد.
گروه دیگر، محبانِ صفات الهی است. هر چند صفات الهی نیز ثابت است، اما همیشه هر صفتی بارز نیست. غیب و شهود دارد.(ادامه دارد...)
قسمت اول : مراتب سهگانه محبت :
محبّان خدا، مراتبی دارند و شاید بتوان آنها را در سه گروه عمده بر شمرد: مُحب ذات الهی، مُحب صفات الهی، و مُحب افعال الهی.
محب ذات الهی، برترین دوستداران خداست. همواره بر فراز است و لذا از نعمات و برکات آن دو دیگر نیز برخوردار است. زیرا این کیفیت از محبت، ثابت و جاودانه و همه گیر است. درون و بیرون را به صورتی مسحور کننده در تصرف دارد. چه این نوع از محبت، ریشه در ذاتی دارد که خود اصل و اساس همه چیز است. چنین کسی، بودن و نبودن، داشتن و نداشتن، دوستی و دشمنی، سلامتی و بیماری هیچ تاثیری در محبت او نمی گذارد. او در هر موقعیتی سر ریز از محبت است. خوب و بد نمی کند. چه هم خود نَفَسَش رحمانی است و هم رحمانیت را در هرآنچه که هست، می بیند. پس هر آن سرشار است. چون درختی است که تنها میوه اش، محبت است. هر کارش کنی؛ چه سنگش پرتاب کنی، چه چوبش بزنی، چه ارّه اش کنی، از او جز میوه عشق و محبت فرو نمی ریزد. چون کوزه ای مملو از محبت، فقط محبت از آن برون می تراود. و این کسان اندک اند، بسیار اندک. زیرا چنین کیفیتی به معنای مستحیل شدن کامل در حق است. در این کیفیت، نه ذهن متعارفی وجود دارد و نه نفس منیّت سازی.
و البته از حقیقتِ محبت و تمامیت آن، تنها همین گروه اول باخبرند، چه همین هایند که به تمامی آن را دریافت کرده، و در آن و با آن زندگی می کنند. اینان اولیاء بزرگ خدایند. مقربانند. چنین کسانی محبت شان، برای بدست آوردن چیزی، یا رسیدن به جایی و هدفی، نیست. زیرا خود محبت برایشان اصل است، بهشت است، نه آثار و نتایج آن. اینان را حتی اگر در سیاهچال بیندازند، به سنگ های سیاهچال محبت می کنند.
زیرا وجودشان سرشار از محبت ذاتی و همه جانبه است. البته محبت اینان، برای هر کسی به نوعی به ظهور می رسد و هر کس به گونه ای آن را دریافت می کند. و این بستگی به موقعیتِ روحیِ شخص برخوردار شونده دارد.
گروه دیگر، محبانِ صفات الهی است. هر چند صفات الهی نیز ثابت است، اما همیشه هر صفتی بارز نیست. غیب و شهود دارد.(ادامه دارد...)
- ۱.۳k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط