{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صب از خواب پا شدم

صب از خواب پا شدم
از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم
صبــــــــــح همگی بخیـرر

خواهرم:زهر مار وحشی.. چته؟؟

داداشم:بدبخـت صبح ندیده باز با کدوم دوستت قرار داری؟؟

مادرم:خدا مرگت بده بچه زهلـــــم رفت

بابام:اگه این ۱۴سالو صرف یه گوسفنـد میکردم الان یه گله گوسفند داشتم

عاشق این ادبیاتشونم
دیدگاه ها (۱)

طﺮﺯ ﺗﻬﯿﻪ بستنی ﭼﯿﻨﯽ :مواد لازم:是一个百分点但由于缺乏必要 。有一有哪些طرزتهیه:是...

.....تـــــنها چیــــــــــزےکـــــ تو دنیـــــا مــــــــــ...

کــســی کــه لــیــاقــتـــِـ مــا رو نـــداره..........خُــ...

[مـَــــن]↯↯ ☜اگــــہ حالـَـم بَـــدِه✦ ☜اگــــہ راهــــم ڪـ...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p16 ات .  وقتی این حرف ر...

My lovely neighbor part : 62

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

فیک کوک پارت: ۱۰ویو کوکلنا خواست از پله ها بره بالا که از جا...

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

KIM V

ددی خشن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط