{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که 

خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که 
: پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ی زمین، شــانه های پـدر بــود …
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند
. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود 
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…
دیدگاه ها (۱)

بافنده ایتمام عمر ترنج و ابریشم می بافتگل می بافتاما وقتی که...

بهاربا درخت خشکیدهچیزی می سازد که من با کلمه هااز گفتن اشعاج...

بآنـــو ے خـــوبــمـــ!فلسفــه حجـــآبــ تنهــآ بــه گنـــآه...

به نفس نفس افتاده‌ایم بس که دویدیم، آنقدر تند که ندیدیم تابل...

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکیآن زمان ها که؛ پدر تنها قهرما...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

خب خبببببببباینم اوسی مای هیرو آکادمی مابریم یه بیو بدمممممن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط