{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای نگاهت نخی از مخل و از ابریشم

ای نگاهت نخی از مخل و از ابریشم
مدتی هست که هر شب، به تو می اندیشم
شبحی چند شب است، آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یک نفر ساده، چنان ساده که از ساده گی اش
می توان یک شبه پی برد به دلدادگی اش 
یک نفر سبز، چنان سبز که از سرسبزی اش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش
آی یکرنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبحه، هر شبه تصویر تو نیست
اگر این حادثه ی هر شبه تصویر تو نیست؟
پس چرا رنگ تو و آینه، این قد یکی ست؟
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش
دیدگاه ها (۴)

فراتر از خویش

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

Sajjad - Memories

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

عاشقانه های شبنم

p17

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌وهفتم 𓆪 🖤🥀همه به تصویر خیره شده بودند.اس...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط