پارت

پارت ¹
نکته:رمان از ۱۴ سالگی ا/ت شروع میشود

ا/ت ویو
با تابش تور خورشید چشمانم را باز کردم از روی تخت بزرگ با ملافه ی از جنس ابریشم بلند شدم قوزی به کمرم دادم و کمی بدنم را حرکت دادم امروز بهترین دوستم تهیونگ و جونگ‌کوک میرسن برای همین سریع خودم رو اماده کردم
لباسم را پوشیدم و موهام رو باز گذاشتم
شاید بپرسید چرا خدمتکار ها این ها رو برام
انجام نمیدن خوب راستش خوشم نمیاد و همیشه فراریشون میدم
کفش هامو پوشیدم و به سمت اشپز خانه ی سلطنتی رفتم خیلی اروم و یواشکی وارد اشپز خانه ی سلطنتی شدم خوشبختانه هیچ کس حواسش نبود پس راحت به متبخ رفتم
و سه تا تا ساندویچ خوشمزه درست کردم
تو سبد گذاشتم یه شیشه اب پرتغال هم گذاشتم و از طریق پنجره ی متبخ بیرون پریدم
یهو سدریک مرد ۴۰ ساله ای که همیشه بهش اعتماد دارم رو دیدم
دویدم سمتش
+سلام‌ سدریک!
سدریک:سلام پرنسس اتفاقی افتاده انگار این پرنسس شیطون باز شیطنت کرده
+چیزی نیست فقط وسایل برای پیک نیک اماده کرد راستی هروقت تهیونگ و جونگ کوک امدن بگو بیان به باغ سلطنتی
سدریک:با کمال میل خوشبگذره پرنسس
+ممنوننننن!!
رفتم به باغ سلطنتی تصمیم داشتم برم به ته باغ جایی که هیچ دیوهری نیست کنارشم دریاست و این زیباش میکنه رسیدم به مقصد مورد نظرم زیر انداز با طرح چهار خونه ای که قرمز و صورتی بود رو انداختم و نشستم روش و به دریا خیره شدم
انقدر غرق ان منظره ی چشم نواز بودم که متوجه نبودم در این زمان و در این دنیا چه میگذره
با برخورد دستی به روی شونه ام به خودم امدم
برگشتم و با دیدنشان لبخند زدم اون ها .....

بنظرتون. کی بود تو کامنت ها بگین

منتظرممم
دیدگاه ها (۰)

عکس جدید

نام رمان :تلاش برای رسیدن به عشقژانر:تاریخی،کلاسیک،رمانتیک،...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط