پارت

پارت۱۰

دست کشید و بدونه تو نفس کشید و نمیشه بی تو زندگی کرد
مگه کسی هست با عشقشم بتونه بد شه از این همه علاقه رد شه نمیشه آخه بچگی کرد

مگه دسته توئه دیوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن تویه چشمام نگاه کن

دیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتو

دیوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن تویه چشمام نگاه کن

دیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتو

فقط یادت نره شدی عشقه کسی که از همه عاشقتره
اینو یادت نره عشقم فقط با من بخند دیگه چشمانو رو دور و بری هاتم ببند آره با من بخند

فقط جایی نرو میدونی دل ندارم دیگه تنهایی نرو
دیگه جایی نرو فقط عشقم فقط با من بمون نذار هیچ چیزی بندازه جدایی بینمون آره با من بمون

دیوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن تویه چشمام نگاه کن

دیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتو

دیوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن تویه چشمام نگاه کن

دیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتو

از ماشین پیاده شدیم و رفتیم سمت پاساژ شیدا یه نیم ست نقره ای برفی خرید برای مادرش منم یه دست لباس نقره ای و سیاه برای خودم که بالا تنه نقره ای و پایینش سیاه بود خریدم و یه نیم ست طلا ی طرحه صلیب برای مادرمون از طرف منو نیک.. بعد از خرید شیدا رو رسوندیم خونشون و خودمونم هم رفتیم خونمون..
دیدگاه ها (۱)

نیم سته نقره هدیه شیدا برای مادرش💜 💜 در رمان نفس های شیدایی

لباسه نفس 💚 💚 💚 دررمان نفس های شیدایی

پارت ۹نفسبالاخره شیدا آروم گرفت و رفتیم بیرون اصلا از نیک ان...

پارت۸نیک: منم نیک هستم برادر نفس خوشبختممن:بله همچنینمن:حالا...

سناریو پارت ۲۲وقتی فکر میکردن مر*دی ولی بعد چند سال پیدات می...

دلم لک زده واسه ی تو واسه بیداریامون تا خود صبح نبینم کسی دو...

سناریو (درخواستی) وقتی ۱۴ سالته و اونا برادر بزرگترتن و بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط