پارت

پارت۸

نیک: منم نیک هستم برادر نفس خوشبختم
من:بله همچنین
من:حالا نفس چرا نیومدی هااا چرا اصلا یه زنگ نزدی بگی نمیایی ؟؟؟
نفس: حالا بیا بریم تو ماشین توضیح میدو بهت
من:کجا میخواین برین؟؟
نفس:یه لحظه گمشو بیا بیرون میگممم بهتتت
من: نههه تا نگی هی. جا نمیام باهات
نفس: وای تو باز لجبازیت گل کردا
من: بگو تا بیام
نفس: نمیشهههه میگم بیا میگم بهت
دهنم و باز کردم بگم نه نمیام که با صدای نیک خودمو خیس کردم
نیک: ببخشید خانوما شاید شما وقت برای علافی و کل کل داشته باشید ولی من ندارم پس یا بیایین یا با آژانس برین چون کم کم دارم جوش میارم میدونین از کی تا بحال اینجا عین درخت وایستادم
من: دور از جون درخت نه نه یعنی دور از جونتون
با نگاه نیک فهمیدم نباید ادامه بدم و عین بچه خوب برم بیرون
دیدگاه ها (۱)

پارت ۹نفسبالاخره شیدا آروم گرفت و رفتیم بیرون اصلا از نیک ان...

پارت۱۰ دست کشید و بدونه تو نفس کشید و نمیشه بی تو زندگی کردم...

پارت ۷نفس:پوووف بابا نیکه دیگه نیککک داداشمهمن: منم تیکمممم ...

پارت ۶برق از سرم پرید این نفس روانی دسته بزن داره ها بهتره ه...

فیک مافیای سیاه من part 6

/ℛℐ𝒩𝒢 ℳ𝒜𝒮𝒦/ᴾᵃʳᵗ ¹⁵..و اون سریع فشار دستاش رو دورم کم کرد و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط