{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقو ما تو جنگل بودیم یهو یه ببر و یه پلنگ و یه شیر افتادن

آقو ما تو جنگل بودیم یهو یه ببر و یه پلنگ و یه شیر افتادن دنبال ما…

آقو مارو گیر آوردن شروع کردن به خوردنمون ینی شیرینترین لحطات زندگی بودا …

آقو نصف ما رو خوردن…مُردن!ها ها ها…داغون شدنا له له شدن!…

آقو یه سمی تو خون ما بود اینارو کشت!ما با همون بدن نصفه داشتیم برمیگشتیم

که بریم بیمارستان یهو اومدن مارو جلب کردن!

گفتیم کاکو شمو وضیت مارو نیگا کن…ما نصفیم!گفتن سازمان محیط زیست

ازتون شکایت کرده! نگو او سه تا حیوون آخرین بازماندگان نسل خودشون بودن

ما زدیم منقرضشون کردیم…مارو بردن دادگاه ۴۰سال حبس واسمون بریدن ….

امااااا……جون نصفه بودیم گفتن فقط ۲۰سالشو بگذرون گفتیم خب خدارو شکر

نصف شد…اما از بخت بد ما آقو تو زندان بدنمون شروع کرد به سلول سازی

نصفه ی دیگه تنمونو ساخت ما کامل شدیم!…اومدن دیدن ما کاملیم ۲۰ سالو

دوباره کردن ۴۰سال هیچ ۸۰۰ضربه شلاق و ۳بار اعدام هم به خاطر اغقال قاضی

به حکممون اضافه کردن…ها ها ها…ینی خرد خاک شیر شدماااا….هاهاهاهاها.
دیدگاه ها (۲۰)

ترم سه بودمو ریاضی یک داشتم هنوز… استادمون یه خانومی بود که ...

آقا ما ی اکیپ۵نفره بودیم.بچه ها همه پایه و اهل اوسکل کردن ور...

آغا منو نگیداا ..خخخ من فعلا قصد ازدواج ندارم خخخ

شبکه 3 داشت 90 نشون میداد، بابام یهو اومد گفت : نوده؟؟؟؟گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط