ای آخرین دریچهٔ زندان عمر من!

ای آخرین دریچهٔ زندان عمر من!
ای واپسین خیال شبح وار سایه رنگ!
از پشت پرده‌های بلورین اشک خویش،
با یاد دلفریب تو بدرود می‌کنم.
روح تو را و هرزه درایان پست را،
با این وداع تلخ ملولانه ی نجیب،
خشنود می‌کنم.

من لولی ملامتی و پیر و مرده دل،
تو کولی جوان و بی آرام و تیز دو؛
رنجور می‌کند نفس پیر من تو را،
حق داشتی،
بــرو...

#مهدی_اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۴)

ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آر...

ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آر...

ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از ...

ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آر...

ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آر...

ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آر...

ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از ...

تقدیم یارجان‎بانو ببخشایم اگر، بی پرده حرفی می‌زنم‎یا لا به ...

ع بالی حبیبیع بالی حبیبی ع بالی حبیبیدر فکر منی ای عشق من در...

مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركينهوا بس ناجوانمرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط